|

بزارو برو عزیزم نمی خوام پیشم بمونی نمی خوام برای اشکام تو دیگه دل بسوزونی
برو با همون که خواستی واسه اون تنهام گذاشتی
همه لحظه هاتو دیدم دست توی دستاش گذاشتی
مگه کم بود درده این دل که تو هم نمک گذاشتی
روی زخمایی که کاشتی تو منو دوسم نداشتی
بزارو برو عزیزم من دیگه کارم تمومه انگاری که باتو بودن دیگه واسه من حرومه
بزارو برو عزیزم نمی خوام دلت بسوزه برو تابه مرگه عمرم دیگه فرصتی نمونده
توکه نبودی ببینی بی تو من چه ها کشیدم
حالا که دارم می میرم اومدی تو رو ببینم
دیگه دستام جون ندارن دستای تو رو بگیرن
دیگه خوب عمری نمونده که واسه چشات بمیرم
بزارو برو عزیزم من دیگه کارم تمومه
انگاری که باتو بودن دیگه واسه من حرومه
.... .

جدایی درد بی درمان عشق است
جدایی حرف بی پایان عشق است
جدایی قصه های تلخ دارد
جدایی ناله های سخت دارد
جدایی شاه بی پایان عشق است
جدایی راز بی پایان عشق است
جدایی گریه وفریاد دارد
جدایی مرگ دارد درد دارد
خدایا دور کن درد جدایی
که بی زارم دگر از اشنایی
|